عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

اندر احوالات این چند روزه....

1391/3/28 2:34
نویسنده : مامان متین
290 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قند عسل ماما، امروز میخوام از اتفاقات این چند روزه برات بگم

اول اینکه چهار شنبه که رفتیم بیرون برات پازل دو تیکه حیوانات خریدم، و اومدیم خونه دیدم روش نوشته 2+ ، باخودم گفتم ایرادی نداره فعلا حیووناش و باهات کار میکنم، تو این دو روز 3 تا حیوون و یاد گرفتی البته وقت نکردم بیشتر باهات کار کنم دلیلش و در ادامه میگم

حیوونایی که یاد گرفتی:

1. جوجه ، البته اسمش و هنوز نمیتونی بگی و وقتی میگیم جوجو کدومه فقط با دستت نشونش میدی

2. ببعی اونم مثل بالا که توضیح دادم

3. پیشی

4. و ماهی که از عید یادته و هر جا میگیم ماهی کو نشون میدی بهمون

اتفاق دوم این بود که بعد از ظهر جمعه بابایی گفت موهای ایلیا بلند شده بیا کوتاهش کنیم( البته این اولین کوتاهی نبود و اولین بار تو فروردین مادر جونش که مامان خودم میشه موهاش و کوتاه کرد)، هرچقدر من گفتم نه قبول نکرد و پسر طلا رو برد تو حموم که موهاش و مرتب کنهمنتظر، خلاصه ایلیا نذاشت و کلی تکون خورد و همه عوامل دست به دست هم دادن که موهاش خراب شد آخ وقتی دیدمش قیافم دقیقا این جوری شد و خیلی عصبی شدم

دلم خیلی براش سوخت اخه خودش که هنوز حالیش نمیشه

خلاصه تصمیم گرفتم که ببرمش آرایشگاه تا موهاش و مرتب کنه

صبح شنبه میخواستم جواب ازمایش چکابش و ببرم به دکترش نشون بدم که سر راه بردمش ارایشگاه، بماند که چه قشقرقی راه انداخت و چقدر گریه کرد، آرایشگرم حسابی سنگ تموم گذاشت و هنرنمایی کرد رو کله ایلیا و ختم کلام موهاش افتضاح شد و منم این شکلی شدم بیچاره بچم قیافش دیدنی شده، حالا نمیدونم چیکار کنم، بذارم بلند بشه یا برم از ته بزنم؟ میترسم از ته بزنم وقتی ببینمش قلبم طاقت نیاره و سکته کنم، شما بگید چیکار کنم؟ حالا عکسش و میذارم ببینید

اتفاق بعدی اینکه جمعه شام رفتیم بیرون و پیتزا خوردیم، بابا میثم چون معدش حساسه اینجور چیزا بهش نمیسازه، و از نصفه شب حالش بد شد و شنبه سر کار نرفت و امروزم مرخصی داره بنده خدا حالش خیلی بده و منم نمیدونم باید چیکار کنم عصری رفت بیمارستان و سرم زد ولی هنوز خوب نشده

جواب ازمایش ایلیا هم خدا رو شکر مشکلی نداشت و فقط قطره اهنش و دکتر عوض کرد و دوزشم یکم اضافه کرد و حالا باید 2 سی سی بخوره.

اینم از احوالات این چند روز ما، تورو خدا برام نظر بذارید و بگید موهای ایلیا رو چیکار کنم دوستتون دارم یه عالمه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

مادر کوثر
28 خرداد 91 8:07
آخیییییییییییی موهاش
عکساشو بذار ببینیم چی شده گل پسرمون


خاله جون ببینی ناراحت میشی
نایسل
28 خرداد 91 11:37
هی خواهررررر اینقدر استرس دارم که نگو


بی خیال دنیا
مسافران آسمانی
28 خرداد 91 14:00
متین جونم غصه نخور عزیزم...ایلیا جونی هر جوری باشه خوشکله اما تو رو به هر کی میپرستی موهای گل پسری رو کچل نکن ...کلی قیافشون زشت میشه همین کوتاه باشه بهتره سعی کن یه جوری فرمشون بدی نهایتا 1ماه دیگه بد فرمیش از بین میره اما از ته نزن موهای جوجو کوچولومونو باشه گلی...؟؟؟


خودمم دلم نمیاد کچلش کنم، راست میگی باید یه جوری درستش کنم
مادر آیاتای
28 خرداد 91 22:19
سلام متین جون.به نظر من اصلا کچل نکن که خیلی گناه داره.با نویسنده نظر قبلی موافقم.میتونی فرمش بدی تا یه مدتی.زود درست میشه عزیزم.زیاد غصه نخور.اینقدر زود زود تغییر میکنن که از این روزها خنده ش میمونه.فداتون.میبوسمتون.


خدا کنه عزیزم خیلی ناراحتم
ilijoon
29 خرداد 91 0:38
مامان جون چقده حساسي پسرمون همه جوره نازه خوبه قرار نيست به اين زودي ها براش آستين بالا بزني كه انقده غصه ميخوري من كه وقتي ايليا كوچولو بود از ته موهاشو ماشين كرده بودم شده بود اي كيو سان


مرسی عزیزم ، احساس میکنم کچل بودن بهش نمیاد
هدیه خدا- فریماه
29 خرداد 91 10:48
سلام مامان متین. اصلا کچلش نکن. راست میگن. زود بلند میشه. ولی کچلی
ناراحن نباش عکساشو بذار.


مرسی دوست جونم
نوشین مامان ایلیا
29 خرداد 91 13:57
عزیزم به نظر منم کجل نکن. گناه داره.تو این مدت یه عالمه عکسای خوشکلو از دست میده.تا چشم رو هم بذاره موهاشم مثل خودش که بزرگ میشه بلند میشه


ممنونم عزیزم ، حق با شماست کچلش نمیکنم
مامان الینا
30 خرداد 91 12:18
سلام عزیزم.ممنون که با من هم دردی میکنید .خدا پسر گلتو حفظ کنه


این کمترین کاریه که میتونم انجام بدم، امیدوارم خدا بهتون صبر و ارامش بده
مسافران آسمانی
30 خرداد 91 13:30
سلام عزیزم
ممنون از کامنتای پرمهرت ، منم خیلی دوستت دارم مهربونم ، خدا رو شکر بهترم ، خیلی عالیه اما دقیقا این آموزشها از 1 سالگی شروع میشه...من برای نوه هامون که پرسیدم خیلی اطلاعات کسب کردم...مثلا برای یاد گیریه کلمات باید روی صداها کار کرد...مطمئنم ایلیا از اون بچه های باهوش و کنجکاو میشه...


مرسی عزیزم باور کن خیلی دوست دارم
مامان زهرا
30 خرداد 91 14:45
خانمی سلام
امیدوارم حال کوچولوت خوب باشه و نگرانی هات زود برطرف بشه
بزرگ کردن بچه کار سختی و کلی نگرانی داره
مواظب خودت باش ... ایلیا را ببوس


ممنونم از لطفت دوست خوبم
مامان امیر مهدی
31 خرداد 91 2:34
عزیزم عیدتون مبارک البته با کمی تاخیر


مرسی عزیزم
نوشین مامان ایلیا
1 تیر 91 14:48
عزیزم عکسارو که نذاشتی؟


زود میذارم
مادر کوثر
5 تیر 91 12:32



مامان طاها
6 تیر 91 8:13
ممنون بابت عکس گذاشتم



خواهش میکنم، ایده جالبی بود
مامانی درسا
6 تیر 91 10:37
الهی خیلی بامزه توضیح دادی مامانی ما که حسابی ذوق مرگ شدیم ..... یه بوس گنده


مرسی خاله جون مهربون